تبليغاتX
نـــســـیـــم ابـــریـــشـــمـــیـــن
هـومـت، هـوخـت، هـوورشـت

" نوروز خجسته باد "

 

نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای  است كه روايت های تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است  نوروز جشن شروع  فروردين يا  « فرودگان »  است كه ياد آور  اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب  ، ارواح پاك مردگان ، برای ديدار وضع  زندگي و  احوال  بازماندگان  به  زمين فرود  مي آيند و در خانه و آشيانه خويش  سرگرم تماشا وسركشي  مي شوند . اگرخانه روشن و پاكيزه و  ساكنان آن  راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمي گردند. اما درغير اينصورت ، آنان غمگين وناراحت به منزلگاه خويش باز مي گردند وتا سال آينده به انتظار مي نشينند .

 

 درباره  پيدايش  نوروز در روايتي ديگر  چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت  آن متحير شدند  . پس  جمشيد  دستور داد تا از  ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم هديه دادند . از اين رو ، آن را نوروز ناميدند .

 

 همچنين روايت شده كه اهريمن ، بلای خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو نشانيد . اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد . آنگاه خشكسالي،  قحطي ونكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت با بازگشت ويدرختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدند . پس مرد م اين روز را « نوروز » خواندند و هر كس به يمن و مباركي در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه  نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان به امروز باقي مانده است . در خيام نامه آمده است :

 

چون از اميري جمشيد 421 سال گذشت ، جهان  از او يكسره  راست  همي آمد .ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابه های بسيار ساختند و سيم  و زر  از معادن بر آوردند  و ديبای  ابريشمي  بافتند كه آن  روز ،  روز  اول « حمل » بود . پس جشني  بر پا ساخته و  نوروزش  نام  نهاد   تا  هر  سال  چو فروردين  آيد ، آن روز را جشن گيرند . در ميان اقوام آريايي كه وارد ايران شدند ، جشن سال نو در اصل به دو شكل زير بوده است :

 

 آرياييها در روزگاران باستاني دارای دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما شامل دو ماه و فصل گرما شامل ده ماه مي شد .  ولي پس از مدتي ،  تابستان داراي هفت ماه و زمستان داراي پنج ماه شد . در هر يك از اين دو فصل جشني برگزار مي كردند كه هر دو اين جشنها را آغاز سال نو تلقي مي كردند . در جشن  اول كه به هنگام  آغاز فصل گرما  يعني به هنگامي كه گله ها را  از آغل به چمنهاي سبز و خرم مي كشانيدند و از ديدن چهره گرمابخش خورشيد شاد مي شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز مي شد . در اين ايام گله را به آغل باز مي گرداندند و با توشه هاي اندوخته از آنها نگهداري مي كردند . بر اساس شواهد و قرا ئن ، جشن نوروز حتي به هنگام تدوين بخش كهن اوستا نيز در آغاز بهار بر پا مي شده و شايد به نحوی كه اكنون بر ما معلوم نيست آن را در برج مزبور ثابت نگاه مي داشتند .

عيد نوروز شش روز متوالي دوام  داشت و در اين روزها ،  سلاطين بار عام مي دادند و نجبای  بزرگ و  اعضای خاندان  خود را به  ترتيب  مي پذيرفتند و به حاضران  عيدی مي دادند . در روز اول سال مردم زود از خواب برمي خواستند ،  به كنار نهرها و قناتها و خود را مي شستند و به يكديگر آب مي پاشيدند و شيريني تعارف مي كردند . صبح قبل از آنكه كلامي  گويند ، شكر يا عسل مي خورند و برای حفظ بدن از نا خوشي ها و بدبختي ها روغن به تن مي ماليدند.

 

اما  نوروز ،  پس از مرگ جمشيد  نيز به حيات خود  ادامه  داد .  در معنا  ، نوروز ، از   هجمه ها و حمله هاي يونانيان ، اعراب ، تركها ومغول ها جان به در برد . و نوروز ثابت كرد كه مهم ترين  جشن  فرهنگي  ميليون ها  ايراني است كه در درون ايران  زندگي مي كنند

 

 هفت سين

 

هفت سين ، هفت واژه كه با حروف  « سين » شروع مي شوند نيز از سنت های جالب نوروز است . در زمان امروز ، هفت سين مشخصاً معاني استعاره اي خاص خود را دارد : سمنو ، جوانه هاي گندم كه طي مراسم خاصي پخته مي شود . سيب ، سنجد ، سير . زرتشتيان ،  اوستا  ، كتاب  مقدس  آسماني  خود را در رأس  سفره  هفت سين  قرار  مي دهند . تخم مرغ های رنگين ، گلاب ، سكه ، طلا ، ماهي قرمز در آب ، آينه ، شمع و هر يك از اين موارد سمبل و نماد تولد ديگر باره بهاران است . در اساطير  ايراني در ارتباط با نوروز ،  جوانه ي گندم  و عناب ،  نشانه و سمبل   زايش ديگر باره بهاران است و سبزی ، سكه ، و سركه سمبل و نماد افكار نيك ، كردار نيك ، خدا پرستي ، نيك بختي ، جاودانگي و داد و دهش است كه به باور زرتشتيان ، زرتشت پيامبر، آنها را از جمله صفات اهورا مزدا دانسته است .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 20:31  توسط اهورا | 

از جمله جشن هاي آريايي ، جشن هاي آتش است . امروزه تنها « جشن سوري » ، معروف به « چهارشنبه سوري » و نيز « جشن سده » برايمان به يادگار مانده است و در باره جشن هاي فراموش شده ي آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهريورگان » يا « آذر جشن » مي توان اشاره داشت . آتش نزد ايرانيان نماد روشني ، پاكي ، طراوت ، سازندگي ، زندگي ، تندرستی و در پايان بارزترين نماد خداوند در روي زمين است .

 

مجموعه ي آيين هاي نوروزي از « جشن سوري » ( چهارشنبه سوري ) آغاز مي شود و با آيين سيزده بدر نوروز به سر انجام خود مي رسد .

( بهرام فره وشي ، ص 43 )

 

برخي را باور اين است كه با در نگر(نظر) آوردن واژه ي « چهارشنبه » كه بر آمده از فرهنگ تازي و سامي است ، پس « چهارشنبه سوري » ارمغاني از سوي تازيان است ، چرا كه همانگونه كه مي دانيم ، در ايران باستان هر روزي نامي ويژه داشته است ( هرمزدروز ، وهمن روز ، اردوهشت روز ، شهروَر روز ، خرداد روز ، سروش روز ، مهر روز ، زامياد روز و … ) و نشاني از بخش بندي امروزين چهارهفته ايي و نام هاي آنان به چشم نمي خورد .

 

اما مي بينيم كه در ميانه سده چهارم هجري ، از اين جشن و چگونگي بر پايي و هنگام آن و نيز ديرينگي اش سخن به ميان است . برابر اين آگاهي كه در نسک(كتاب) تاريخ بخاراي ابوبكر محمد بن جعفر نرشخي آمده ، در زمان منصور پسر نوح از شاهان ساماني ، در ميانه سده چهارم هجري ، اين جشن با شكوهي بزرگ برپا بوده و به نام « جشن سوري» ناميده مي شده است .

 

چون در روز شماري تازيان ، چهارشنبه و شب آن نحس و گجسته به شمار مي رفته شب چهارشنبه ي پايان سال را با « جشن سوري » به شادماني پرداخته و بدين گونه مي كوشيدند تا نحسي و نا خجستگي چنين شب و روزي را بر كنار كنند . همچنين جاحظ در نَسَک خود با نام المحاسن و الاضداد (ص 277 ) به گجستگی(نا مبارک)چهارشنبه نزد تازيان اشاره مي كند . منوچهري در اين روز مردمان را به شادماني مي خواند تا از نا خوبي و بد يمني آن رها شوند .

( عبدالعظيم رضايي ، صص 119 –118 )

اما بر پايه ي پژوهش هاي انجام شده ، زمان باستاني « جشن سوري» را مي توان در اين سه گاه باز جست :

۱. شب بيست و ششم از ماه اسفند ، يعني در نخستين شب از پنجه ي كوچك

۲. نخستين شب پنجه ي بزرگ يا پنجه ي وه كه پنج روز كبيسه است و نخستين شب و روز « جشن همسپهمديم» (آخرين گاهنبار سالانه)

۳. ديدگاه سوم ، شب پايانی سال است كه ارجمندترين روز « جشن همسپهمديم» و جشن آفرينش انسان است . ( هاشم رضي ، ص 149 ) .

 

افزون بر اين و بنا به سنتي كه براي برخي رويدادهاي بزرگ و جشن هاي باستاني ، برابر نهادي اسلامي نيز بدست داده شده است ، آتش افروزي و شادماني شب چهارشنبه ي آخر سال را برخي به قيام مختار ثقفي كه به خونخواهي حسين و فرزندانش قيام كرده بود ، نسبت مي دهند : « مختار وقتي از زندان خلاصي يافت و به خونخواهي كشتگان كربلا قيام كرد ، براي اين كه موافق و مخالف را از هم تميز دهد و بر كفار بتازد ، دستور داد كه شيعيان بر بام خانه ي خود آتش روشن كنند و اين شب مصادف با چهارشنبه آخر سال بود و از آن به بعد مرسوم شد» ( محمود روح الاميني ، ص 50 ) .

 

واژه « سوري » پارسي به چم(معني) « سرخ » مي باشد و چنان كه پيداست ، به آتش اشاره دارد . البته « سور » در مفهوم « ميهماني » هم در فارسي به كار رفته است. بر پا داشتن آتش در اين روز نيز گونه ای گرم كردن جهان و زودودن سرما و پژمردگي و بدي از تن بوده است . چگونگي اين جشن ، همساني و مانندگي هاي فراواني به جشن سده دارد .

( مهرداد بهار ، ص 233 )

 

استاد پورداود ، پس از بزرگداشت اين جشن باستاني ، به جستار(مبحث)ويژه اي اشاره دارد و بر اين باور است كه رسم پريدن از روي آتش و خواندن ترانه هايي همچون « سرخي تو از من ، زردي من از تو و … » از افزونه هاي پسا – اسلامي است و از ديدگاهي ، بي احترامي به جايگاه ارجمند آتش به شمار مي رود . ( ابراهيم پور داود ، ص 75 )

اما به گفته يكی از دوستان به آسانی ميتوان اين نگره را رد كرد:

نخست ديدگاه مردم ايران نسبت به آتش؛خوب يكي از جنبه هاي تقدس آتش پاك نمودن بيماريها و دور كردن ارواح خبيثه (به تعبير آن دوران) بوده است؛ برای نمونه در صورت سرايت طاعون رخت و ابزار بيمار را در آتش مي ريختند تا از بدي ها پا ك شود؛ و ۱۰۰٪ اين بي احترامي به آتش بشمار نمی آيد.

همين امروز هم رسم اسفند دود كردن و گرد خانه تاب دادن رايج است(برای زدودن شر و بيماري و چشم زخم)كه باز مانده از گذشته است؛ هم اكنون پريدن از روي آتش هم مي توانسته با فلسفه پاك كردن نفس صورت گرفته باشد.

دوم گذر سياوش از آتش؛ خب بايد ببينيم سياوش چگونه از آتش گذشته است!

فردوسي مي گويد:

ســيــاوش ســيــه را بــه تــنــدي بــتـــاخـــت

نــشــد تــنــگ دل جــنــگ آتــش بــســاخـــت

ز هــرســو زبــانــه هــمــي بـــركـــشـــيـــد

كــســي خـــود و اســـپ ســـيـــاوش نـــديـــد

 

خب آتش انبوهي بوده و سياوش هم تيز از آن گذشته است؛ و مي دانيم كه گامهاي اسب ريخت پرش دارد؛ پس سياوش به آرامي ونرمي از آتش نگذشته است.

گويند موبد آذرپاد مهر اسپندان، كه اندرزنامه اش

از كم شمار نبشته هاي بجاي مانده از زمانه ئ پيش

از چيرگي تازي است، گويا خودش براي

اثبات حقانيت خود ، از آتش گذشته و يا سينه ئ

خود را سوزانيده بوده است ( مانند داستان سياوش)

و اين چهارشنبه سوري هم به احتمال زياد گونه اي

آزمون آتش، يادگار آزمون آتش در آيين كهن ايران است.

برخي از آيين های جشن سوري

بوته افروزي ، آب پاشي و آب بازي ، فالگوش نشيني ، قاشق زني ، كوزه شكني ، فال كوزه ، آش چهارشنبه سوري ، آجيل مشگل گشا ، شال اندازي ، شير سنگی

( توپ مرواريد ) و … (علي بلوك باشي ، صص 63 – 57 ، بهرام فره وشي ، صص 49-44)

 

 

 

همچنين در جاهايی همچون شيراز ، كردستان و آذربايگان ، آداب و آيين ويژه و كهن تري وجود دارد . برای نمونه، سفره حضرت خضر ( ع ) و يا آب پاشي در سعديه كه ويژه ي شيراز است و يا سفره هاي خوراكي رنگيني كه در كردستان و آذربايگان آماده ميشود و نيز آيين آتش افروزي و شادماني همگاني مردم . برخي را عقيده بر اين است كه « جشن سوري » ( چهارشنبه سوري ) با مراسم مربوط به بزرگداشت فروهر درگذشتگان نيز پيوند و بستگي دارد. البته استاد مهرداد بهار با اين ايده ي فرجامين همداستان نيست. ( مهرداد بهار ، ص 234 )

و در پايان اميد است که همه ي هم ميهنان گرامی با برپاداشتن اين جشن و جشنهای ديگر ايران زمين در راه کوشش برای پدافند(دفاع) و نگهداری از اين آيين های کهن گام بردارند.

www.yataahoo.com

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 9:13  توسط اهورا | 

به سپند مینو و به دین راستین بهتر پندار و کردار و گفتار در پاداش،

 رسایی و جاودانی بما خواهد بخشید مزدا اهورا با توانایی و پارسایی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 10:1  توسط اهورا | 

 ميزان ماليات دريافتي از ايالات ۲۰ گانه ايران كه بخشي از بودجه كشور را تامين مي كرد، در دوران داريوش اول ۱۴ هزار و ۵۶۰ تالان طلا نوشته است.
بنا به روايات تاريخي، ايرانيان نخستين قومي بودند كه بودجه‌ رسمي داشته و حساب و كتاب مملكت را با آن مدون مي كرده اند.
هردوت، ميزان ماليات دريافتي از ايالات بيست گانه ايران را كه بخشي از بودجه كشور را تامين مي كرد، در دوران داريوش اول ۱۴ هزار و ۵۶۰ تالان طلا نوشته كه به پول امروز رقمي در حدود 500 ميليون تومان مي‌شود و با بودجه‌اي كه امسال از سوي دولت به مجلس ارائه شد و رقمي معادل 157 هزار ميليارد تومان است ،314 هزار برابر تفاوت دارد.
و اما اولين بودجه برنامه اي مدرن، مدون و منظم در عصر ناصري و در حدود 150 و اندي سال به وسيله اميركبير ارائه شد كه هفت برابر بودجه پيش از سال صدارت او بود و رقم آن بالغ بر 20 ميليون تومان. اين بودجه مطابق با موازين جديد مالي دنيا تهيه شده بود و بر اساس آن يك سازمان امور مالي هم به وجود آورد.
در سال 1299 هجري شمسي كه كودتاي سوم اسفند رخ داد، احمد شاه، ميليسپو را به ايران آورد تا دخل و خرج را مرتب كند. پهلوي اول كه شاه شد، ميليسپو را راند و علي اكبر داور را براي سرپرستي وزارت دارايي منصوب كرد. آخرين بودجه‌اي كه او براي سال 1316 تنظيم كرد، پنج برابر بودجه سال نخست رضاخان بود .

بعد میگیم چرا ایران پیشرفت نمی کنه؟! 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 8:56  توسط اهورا | 
 
صفحه نخست
خانگي سازي
پست الکترونيک
آرشيو
درباره وبلاگ
بمن روی آر، ای اهورا، از سپندارمذ توش و توان ده، از پاکتر روان، ای مزدا، پاداش نیک زور بخش از اردیبهشت زبر دستی نیرومند، از بهمن بخشایش ده.

نـیـایـش
اینک اهـورامـزدا را میستاییم. شهریاری و بزرگواری و آفرینش زیبای او را می ستاییم که گیتی و اشه را بیافرید، آبها و گیاهان نیک را بیافرید، روشنایی و زمین و همه ی چیزهای نیک را بیافرید. به شهریاری و بزرگواری و خوب کرداری وی، او را ایدون با ستایش برگزیده ی آنان که گیتی را نگاهبانند، می ستاییم. او را ایدون به نامهای پاک اهورایی و پسندیده مزدایی می ستاییم. او را با دل و جان خویش می ستاییم. او و فروشی های اشون مردان و اشون زنان را می ستاییم.ایدون اردیبهشت را می ستاییم، آن زیبا ترین امشاسپند، آن روشنی، آن سراسر نیکی را. بهمن و شهریور و دین نیک و پاداش نیک و سپندارمذ نیک را می ستاییم.(( ینگهه هاتم ))

نوشته ها
کوروش بزرگ در کتاب مقدس
دست در دست هم دهیم به مهر...
سپهر سمراد
از برای تو ای شهریار ایران زمین
به مناسبت زادروز اشو زرتشت
بودجه ایران در زمان داریوش بزرگ
پـیـام زرتـشـت
من آن راستین پیر را گرچه رفته است...
زن در دین زرتشت
یـلـدا
زناشوئى با مـحارم و نزديـكـان
در گاتها اهریمن نقطه مقابل اهورا مزدا نیست!
اهورا مزدا سراسر مهربانیست!
جبر و اختیار
منشور کوروش بزرگ
چند گفتار از گاتها
بهرام چوبين
تني و رواني ، گيتي و مينو
گاتها و تنها گاتها
مفهوم سرنوشت در جهان بيني زرتشتي
اصول دین زرتشت كدام است ؟
نيك و بد در بينش زرتشت
اندیشه های زرتشت در اشعار مولانا
جـــشـــن هـــا :
جشن فروردينگان ( فرودگ )
نوروز خردادی يا نوروز بزرگ
نوروز
جشن ارديبهشتگان
جشن تيرگان
جشن امردادگان
جشن سده
خوردادگان ، جشن رسا شدن
مهرگان آن روي سكه نوروز
به مناسبت جشن اسفندگان
جشن سوری(چهار شنبه سوری)
.
خاطرات وبلاگ
مرداد 1388
تیر 1388
فروردین 1388
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
بهمن 1385
مهر 1385
شهریور 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
یاران نیک اندیش
دختر آتش(آتوسا)
همراز اهورا (سارینا)
آرتمیز (آلونک اندیشه)
مـــــهــــر خـــورشـیــد
سرزمین جاویـد (پردیس)
گــــاتــــــهــــــا ( مـهـدی)
ســــــوشــــــیــــــانــــــس
سها، هـمیـشه یـک سـکـوت
تـــيـــــراژه (رنــگـیــن کــمــان)
انـجـمـن ایــرانــیــان بــاســتـان
زرتــشــت و ایــران بــاسـتـان
بـــازمـــانـــدگــان کــــوروش
ایــــــــــــران دخـــــــــــت
پـــاتــــریــــوت (ورونیکا)
افشـین پور کـوروش
آتـــــش فــــــروزان
بــانـوی ایــرانـی
کــــــار یـــــــز
پارس میهن
بـشـتـرنا
ديـن جوان
زرتـــشــــت
اهــورا مـــزدا
گـــزنـــد زمــان
بـاور خستـویـی
من خستویم که مزدا پرست و زرتشتی ام من بدین، کیش گرویده ام و آن را میستایم من اندیشه نیک اندیشیده، گفتار نیک گفته و کردار نیک ورزیده را میستایم من دین مزدا پرستی را میستایم که جنگ را براندازد و رزم افزار را به کنار گذارد و از خود گذشتگی را فرمان دهد دین پاکی که در میان همه ی دین های گذشته، کنونی و آینده بزرگترین و بهترین و زیبا ترین دین است، دین اهورایی زرتشتی. همه ی نیکی ها را سزاوار اهورا مزدا میدانم و این است باور خستویی به دین مزدا پرستی

جستجو در وبلاگ


آواي آشنا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

ديجيتال کيوان