![]() |
![]() |
|
| هـومـت، هـوخـت، هـوورشـت |
|
دیروز بهمراه دوستانم به پاسارگاد رفتیم سخن بسیاری نیست زیرا چیز جدیدی به چشم نمی خورد باز هم همان ورودی ساده که تنها شکوه آرامگاه شهریار ایران زمین است که جلوه گر این ورودیست. و باز هم همان داربست ها که پنج سال است بر سینه ی پلکان این آرامگاه فشار وارد می کند و به تخریب چند برابر آن می کوشد و جالب اینجاست که این داربست از برای مرمت بنا شده بود. چشم انداز دیگر گل سنگ هایی است که به پلکان ها افزوده شده اند که به اصطلاح بازسازی نامیده می شوند. که نه تنها کمکی نکرده بلکه بار نگهداری خود را نیز به دوش سنگهایی انداخته اند که بیش از ۲۵۰۰ سال است که پلکان آرامگاه را تشکیل میدهند. خوب چه می شه کرد ما ایرانیان این گونه از شهریار خود سپاسگذاری می کنیم.
قلم من ديگر به رقص در نمي آورد کلمات را شعر خاموش بر جاي مي ماند مثل آتش خاموش بهرام،مانند آتش خاموش زردشت،آذرنوش،آذرگشنسب،برزين مهر .... پــس، شعله ور شو اي آتش شعر! اوج گير، انگشتانم را نيز بسوزان، اما هيچ تدبيري کارساز نيست براي فراخواندن شعر حتي پناه بردن به فرهنگ لغات لغات فارسي ريشه هاشان ناپيدا واي بر من، ببخشيد! واژه هاي پارسي ريشه هاشان بی همتا،! آه! مرا ياراي آن نيست شرح دهم آن هنگام که ويرانه هاي درونم را در جستجوي اميد کاويدم چه برمن گذشت، از تماشاي منظره ي آن اجساد ـــ بس تکان دهنده. دين، فرهنگ،زبان،مردم،اميدها،آرزوها همچون خرگوشاني در خون غلتيده قربانيان نگونبختِ شکارچياني بس ماهر. آري اين است سرگذشت ننگين مردماني پاک. حتي نتوانستيم مقبره ي او ،او را که هرچه داريم از اوست، در برابر باران حفظ کنيم. او نخستين کس بود که سرسختانه پاسداري کرد از حريم زيبايي روح انگيزش، تا آخرين لحظه، تا آخرين نفس از آن پس که او را فراموش کرديم، تاريکي شب هاي ما نخ نما شد و نور از خلال آن تابيد روز ها به کندي چکه چکه مي کردند همچون عسل از قاشقي چوبي و اميد وفادار اما بيقرار از نفس افتاده. ديگر زمان آمدن اين اهريمن لعنتي فرا رسيده بود سرانجام چندمين زمستان در نورديد سراسر اين سرزمين را دشت با شتاب برکند تنپوش برفي خود را ولي ديگر پاک و پيراسته نبود و برهنه بر جاي ماند. اما دوستان سالها ميگذرند، تلو تلو خوران و بي فرجام و ما همراه گام هاي آنها در مرداب فرو ميرويم. آري اين است سرگذشت ننگين مردماني پاک. دوستان بياييد هرگز از ياد نبريم: آري،آري من ايرانيم، نژادم آريايي، سرزمينم، سرزمين مردان دلير، اعتقادم همه راستي .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 11:3 توسط اهورا |
|
|
صفحه نخست خانگي سازي پست الکترونيک آرشيو |